![]() |
![]() |
|
|
نمی خواهم..... نمي خواهم به جز من دوست دار ديگري باشي نمي خواهم براي لحظه اي حتي به فكر ديگري باشي نمي خواهم صفاي خنده ات را ديگري بيند نمي خواهم كسي نامش،بر لبهاي تو بنشيند نمي خواهم به غير از من بگيرد دست تو دستي نمي خواهم كسي يارت شود در راه اين هستي . نمی گویی......... نمي گويي ولي از چشم گوياي تو مي خوانم نمي خواهي شوم اگه ولي راز تو مي دانم تو ديگر نيستي آرام جان بي قرار من نمي سوزد دلت را زره اي ديگر شرار من نمي خوانم ز چشمانت دگر آن شور و مستي ر ا نمي خواند لبت در گوش من افسون هستي را چرا ديگر نمي ريزي به پاس الفت ديرين به ميناي لبان من شراب بوسه ي شيرين نمي تابي دگر چون شمع روشن بر شب تارم نمي بيني ،نمي داني،من ديوانه بيدارم نوايم بر نمي خيزد ، بسان چنگ خاموشم گلي پژمرده برستاخم چو از خاطر فراموشم بگو با من اگر ياد آورم آن آشنايي را چنان باور كنم اي نازنين من جدايي را |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و دوم مرداد 1385ساعت 3:35 توسط بکس |
|
اگر روزی من مردم و تو مرا دوست داشتیهر پنجشنبه به مزارم بیا گل سرخی برروی قبرم بگزارتا همیشه آن گل سرخ را که به تو داده بودم به خاطر بیاورمولی اگر تو مردی من فقط یک بار بر مزارت میایم و آن دسته گل سفیدمریم را که با خون خود سرخ خواهم کرد را برایت هدیه می کنم و عاشقانه در کنارت جان می سپارم ..../...
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و دوم مرداد 1385ساعت 3:28 توسط بکس |
|
|
اگر ماه بودم به هر جا که بودم سراغ تو را از خدا مي گرفتم وگر سنگ بودم به هر جا که بودم سر رهگذر تو جا مي گرفتم اگر ماه بودي به صد ناز شايد شبي بر لب بام من مي نشستي وگر سنگ بودي به هر جا که بودي مرا ميشکستي ...
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و دوم مرداد 1385ساعت 2:59 توسط بکس |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و دوم مرداد 1385ساعت 2:48 توسط بکس |
|
گل را همه دوست دارند چون گل زبان ندارد كه دروغ
بگويد؛چشم ندارد كه به نامحرمان بنگرد؛پا ندارد كه به راه
خطا برود؛پس تو نيز چون گلان باش كه همه دوستت
بدارندوچون گلان هرزه نباش كه به روي هر كس و ناكس
لبخند مي زندچون بنفشه ي متيني باش تا مورد قبول همگان
واقع شوي وبدان براي محبت و دوستي يادداشت لازم نيست
چون قلب بهترين دفتر يادداشت بوده و هست كه هر خاطره ي
تلخ و شيريني درآسمان آن نگهداري مي شود وسعي كن
خوش قلب باشي تا محبت تو در دل همه جاي گيرد و منعكس
شود. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یازدهم مرداد 1385ساعت 4:22 توسط بکس |
|
|
سلام به همه ی عزیزان
اگه خدا ما رو بطلبه می خوام یه وبلاگ برایه عشقم درست کنم که در اوون شعر مطلب شاید آهنگ و احتمالا نرم افزار بذارم به عنوان اولین مطلب : من زاده دامان غمم هیچ کسم نیست جز اشک در این غمکده فریاد رسم نیست ای درد بیازار مرا هر چه توانی خوش باش که می میرم و کس داد رسم نیست |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعت 20:50 توسط بکس |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندهای روزانه |
|
خسته از زندگی آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
علمی ( شیمی ) اس ام اس سیاسی ورزشی عکس خبرنامه بکس موبایل |
|
RSS
|