![]() |
![]() |
|
|
رنگ عشق او به تن داشتم. چشمان مرا باز گذاريد تا دريابد چشم در راه نگاه زيباي او بودم تا لحظه ي مرگ. دستان مرا باز گذاريد تا ببيند تا اخرين نفس تشنه ي اغوش گرم او بودم |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سیزدهم اسفند 1385ساعت 11:54 توسط بکس |
|
|
اگر گل می دانست که روزی پژمرده خواهد شد هیچ وقت شکوفا نمی شد اگر درخت می دانست یک روز نابودش خواهند کرد هیچ وقت نمی رویید اگر دریا می دانست روزی خشک خواهد شدهیچ وقت خروشان نمی شد اگر خورشیدوقتی که برای اولین بار طلوع کردمی دانست که وقت غروبش نیز می رسد هیچ وقت نمی درخشید و اما من اگر می دانستم روزی با این سر نوشت فلاکتبار دچار خواهم شد هرگز به این دنیای پر از نیرنگ پا نمی نهادم |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سیزدهم اسفند 1385ساعت 11:48 توسط بکس |
|
|
کاش امشب برای من صبح نشه کاش امشب آخرین نفسهای زندگیم باشه دیگه هیچ آرزویی ندارم ...هیچ آرزویی دوست داشتن رو با تمام عظمتش با تمام زیباییش درک کردم زندگی رو با تمام نامردیهاش دیدم بیشتر از این اینجا بودن فقط و فقط روح منو داره خراب و خراب و خرابتر و آزرده تر میکنه من...بنده ی نازک دل تو ام که به این روز افتادم،از ضمختی های روزگار یعنی میشه امشب آخرین باری باشه که اشکام اجازه نمیدن نوشته هامو بخونم و فردا...اولین باری که بر سر مزار آرزوهام اشک نفرت بریزم؟ کاش...کاش..کاش تنهایم...تنهایم...تنها...یک تنهایی مطلق که من در یک طرف ایستاده ام و خدا در طرف دیگر ،وبقیه همه اش مرگ،همه اش سکوت ،همه اش نیستی. بیزارم از این زندگی... بیزار. خسته ام ،خسته ام ،خسته... میخواهم در آغوش سرد مرگ آرام بگیرم... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سیزدهم اسفند 1385ساعت 11:32 توسط بکس |
|
|
عاشق نبودی تو من عاشقت بودم |
|
+ نوشته شده در
شنبه پنجم اسفند 1385ساعت 18:11 توسط بکس |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندهای روزانه |
|
خسته از زندگی آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
علمی ( شیمی ) اس ام اس سیاسی ورزشی عکس خبرنامه بکس موبایل |
|
RSS
|